بررسی مفهوم دکترین در تئوری نظام هدفمند

بررسی مفهوم دکترین در تئوری نظام هدفمند

در این مبحث سعی  بر این است که با طرح یک دیدگاه از سیدحسام سیدحسینی قهه و تعریفی از تئوری نظام هدفمند؛ و همچنبین طرح و بیان تعاریفی از اصطلاح دکترین از مقاله های ارایه شده در سایت های معتبر اینترنتی؛ اهمیت بررسی مفهموم دکترین در تئوری نظام هدفمند برای پژوهشگران، اساتیدحوزه و دانشگاه، شورای عالی انقلاب فرهنگی و مسؤولان نظام جمهوری اسلامی ایران حاصل شود.

 

تکمیل و نظم قاعده بازی

قواعد بازی با فرآیند عملیاتی مطالعه تطبیقی تکمیل و منظم می گردد.

تئوری نظام هدفمند

تئوری نظام هدفمند دارای محتوا و ماهیتی است که اندیشمندان را به مطالعات تطبیقی دعوت می کند. مختصرا می توان درباره تئوری نظام هدفمند این گونه توضیح داده شود که تئوری نظام هدفمند شاخه‌هاى متعدد علم حقوق و سایر علوم را در ابعاد گوناگون مبتنی و مطابق با دستورات الهی یعنی همان آموزه های قرآن و عترت تنظیم می کند، تا تمامی ارزشهای الهی را برای حفظ قدر و منزلت انسان فراهم و محقق نماید؛ اجتهاد یا به عبارتی سعی و اهتمامی مبتنی براصول ومنابع فقهی وشناخت موضوعات ومسائل روزاست که معطوف به راهکارهای ضروری وعملی است این امرازرهگذرتحقیقات علمی ومستندات محکم دینی محقق خواهد بود در تئوری نظام هدفمند جایگاه و شخصیت انسان به کرامت و حفظ قدر و منزلت انسان بیان، تعریف و توصیه شده و همه امکانات را با توازن و انطباق بر دستورات الهی بسیج نموده تا قدر و منزلت والای انسان را به منصه ظهور رساند. مهمترین شاخص این تئوری اهمیت دادن به شناخت استعدادها در بخشهای وقلمروهای مختلف زندگی است. [۱]

 

 دکترین

طبق پژوهش های مذکور در دائره المعارف دین[۲]و بیشتر فرهنگ­های لغت، دو معنا برای کلمه دکترین (doctrine) بر شمرده شده است: معنای نخست آن «تصدیق نمودن یا اعتقاد داشتن به یک حقیقت»[۳] است و معنای دوم آن «آموزه»[۴] ومترادف با کلماتی همچون «tenet/ اعتقاد»، «teaching / آموزه، تعلیم» و « dogma / آئین » می باشد. کلمه دکترین در معنای نخست ( اعتقاد و باور به یک حقیقت) دارای ساختار فلسفی است اما در معنای دوم (آموزه) جنبه عملی آن بیشتر است.

 واژه Doctrine از واژه لاتینی [۵]Doctrina به معانی مکتب، آیین،[۶] اصول عقیده، سیاست، آموزه و نظریه آمده است.[۷] واژه دکترین در زبان یونانی به‌معنای درس گفتن و تعلیم دادن آمده است.[۸]

دکترین یا آئین در اصطلاح به مجموعه اصول و عقاید دینی یا علمی یا فقهی که منسوب به یکی از دانشمندان و یا مکتب خاصی است، اطلاق می‌شود. از خصوصیات دکترین این است که اصول و عقاید آن با عمل توأم است و حقایق نظری محض نیست. به‌همین جهت می‌گویند فرق بین دانش و دکترین این است که دانش؛ مشاهده و تبیین و تفسیر می‌نماید و دکترین حکم می‌کند و دستور می‌دهد و به‌کار می‌بندد.[۹] دکترین در سیاست معمولاّ مجموعه اقدامات و خط‌مشی سیاسی یک دولت‌مرد است که دارای جنبه ابتکاری بوده و آثاری برجای می‌گذارد و مشابه اقدامات و سیاست‌های دولت‌مردان دیگر نیست.[۱۰] در منطق، دکترین بر دو نوع آمده است؛ یکی برای کشف حقیقت به‌کار می‌رود که آیین تحلیل یا اختراع نامیده می‌شود و دیگری به‌کار انتقال این حقیقت به دیگران -پس از کشف آن- که به آیین ترکیب یا تعلیم مرسوم است.[۱۱]

 

تعاریف

دکترین یا نظریه

در تعریف دکترین گفته شده است که این مفهوم از واژه لاتینی «Doctrina» گرفته شده است و با سه تعریف ۱٫ نوعی از جهان‌بینی؛ ۲٫ مجموعه‌ای از نظام‌های فکری؛ ۳٫ اصولی برای خط‌مشی دولت‌ها، مترادف است. از این رو، در تعریف آن گفته شده است که دکترین، نوعی از جهان‌بینی است که برنامه‌های سیاسی بر اساس آن، پایه و بنیاد گرفته باشد یا مجموعه‌ای از نظام‌های فکری است که بر پایه اصول معینی مبتنی باشد. همچنین به تنظیم اصولی که بر طبق آن، دولت‌ها مشی خود را به‌ویژه در روابط بین‌المللی تعیین می‌کنند، اطلاق می‌گردد. (علی‌بابایی و آقایی، ۱۳۶۵: ۲۷۰)

قواعد بنیادی که هدایت کننده عملیات در پشتیبانی از سیاست‌های ملی می‌باشند. هرچند که این قواعد معتبر هستند، اما نحوه استفاده از آنها به قضاوت صحیح نیازمند است. (کالینز، ۱۳۷۰: ۴۹۴)

دکترین در اصل واژه‌یی لاتین به معنای تعلیم، تعالیم و یا چیزی که مورد اعتقاد و حمایت یک مکتب یا فرقه است، می‌باشد. این واژه به طور عام به معنای نظریه، تعلیم، مکتب و آیین است. (تهامی، ۱۳۸۴، ج ۱: ‌۲۰۸)

اصول بنیادی که ار‌گان‌ها با توسل به آن اقدامات خود را در پشتیبانی از اهداف ملی هدایت می‌کنند؛ دکترین به خودی خود لازم‌الاجراست. اما به کارگیری آن باید با قوه تشخیص مقامات صورت گیرد. (علمایی، ۱۳۸۴: ۱۷۶)

نظریه، اصول یا قواعد بنیادین معتبری هستند که هدایت‌کننده اقدام در پشتیبانی از سیاست‌ها و برنامه‌ها در جهت تأمین اهداف بوده و به کار بردن آنها مستلزم درک مقتضیات و تصمیم‌گیری صحیح و منطقی می‌باشد. کاربرد دکترین در سطح ملی شامل هدایت قدرت ملی در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و اقتصادی است. (محمدنژاد و نوروزی، ۱۳۷۸: ۱۴۶)

اصول و قواعدی که در هریک از شاخه های علوم و یا در میان پیروان یک آیین مورد تصدیق و اعتقاد باشد. مجموعه‌ای از عقاید که دستگاهی از نظریات دینی، فلسفی یا سیاسی را تشکیل می دهد. مجموع عقایدی که در باب توجیه و بیان و تفسیر قواعدی (مثلاً سیاسی) از طرف علمای فن اظهار شده است. (آقا‌بخشی و افشاری‌راد ، ۱۳۷۹ : ۱۷۱)

دکترین به طور عام به معنای نظریه، عقیده، اصول و قواعد، آموزه و آئین است.

دکترین شامل مجموعه ای از عقاید، نظریه‌ها، اصول و قواعد اساسی و بنیادی است که مورد باور، اعتقاد و حمایت پیروان یک مکتب بوده و معمولاً توسط نظریه ‌پردازان مهم،‌ در شاخه‌های مختلف علوم ابراز می شود و راهنما و هادی طراحان و سیاستگذاران و دولتمردان در طرح‌ریزی و مجریان در اجرا ی عملیات قرار می گیرد. دکترین فاقد قدرت قانونی است و به کار بردن آن مستلزم قوه تشخیص و درک مقتضیات و تصمیم‌گیری صحیح و منطقی می‌باشد.

 

واژه‌های مرتبط با دکترین

۱٫ ایدئولوژی؛ از واژه‌های مرتبط و نزدیک به دکترین، ایدئولوژی را باید نام برد که در واقع مجموعه‌هایی از دکترین‌ها است که واقعیات را توضیح می‌دهند.[۱۲] ایدئولوژی یک تصور کامل و جامعی از جهان، از آنچه هست و آنچه باید باشد، در گذشته و حال و آینده می‌باشد.[۱۳] ایدلوژی‌ها مجموعه افکار و پندارهای نسبتا سازمان‌یافته‌ای است که شیوه‌های عمل و روابط زندگی اجتماعی را برای پیروان خود معین می‌کند. ایدئولوژی‌ها معمولا هر گونه بینش و طریقه عمل اجتماعی، خارج از چارچوب خود را باطل می‌شمارند.[۱۴] تفاوت دکترین با ایدئولوژی در این است که دکترین ضمانت اجرا ندارد ولی در آرا و عقاید اثر می‌گذارد و در دکترین اصول اعتقادی با تصورات ذهنی در می‌آمیزد. البته با توجه به معانی بسیار متعدد از واژه ایدئولوژی ضروری است که بین ایدئولوژی در معنای یک مفهوم عام و ایدئولوژی در مقام یک آموزه سیاسی تمایز قائل شویم.[۱۵] به‌هرحال این دو واژه دارای ارتباط بسیار زیادی هستند و گاهی در یک معنا نیز به‌کار می‌روند که البته تنوع برداشت‌ها از ایدئولوژی از علل آن می‌باشد.

۲٫ مکتب؛ در بعضی ترجمه‌ها دکترین به‌معنای مکتب هم آمده است که نباید آن را با واژه School به همین معنی یکی دانست. این کلمه برای گروهی از اندیشمندان به‌کار می‌رود که تئوری‌ها و نظریات مشابه هم دارند و برای تایید نظرات خود گرد هم می‌آیند.[۱۶] مانند مکتب شیکاگو یا مکتب فرانکفورت. معمولا هر مکتبی حول یک محور اندیشه اصلی و به همت بنیانگذار، تشکیل می‌شود و پیروانش اصول و ضوابط و نحوه تفکر آن را دنبال می‌کنند. در مکاتب جامعه‌شناسی بین مکتب و آیین (دکترین) یک ارتباط نامرئی وجود دارد. و چه بسیار مکاتب و دیدگاه‌هایی که حاصل نظریه‌هایی است که با ایدئولوژی و یا دکترین خاص ترکیب شده است و این امر طرح مساله رابطه سیاست و جامعه‌شناسی و چگونگی تأثیر ایدئولوژی بر نظریه اجتماعی را ضروری می‌سازد.[۱۷]

 

تعریف و کاربردهای اصطلاح دکترین

از منظر اصطلاح شناسی کلمه دکترین در علوم متفاوت، دارای معانی و کاربردهای جداگانه ای است، گاه در علوم سیاسی به کار می رود و به معنای طرح و مدل یا یک اصل سیاسی است که از جانب یک سیاستمدار یا اندیشمند سیاسی مطرح می­شود مانند «دکترین تساوی انسان»،[۱۸] «دکترین ترومن» و «دکترین برژنف»[۱۹] که منظور از دکترین در این جا، استراتژی یا نظریه خاص سیاسی است. در علوم تجربی و معارف بشری به معنای تئوری علمی است که روند اثبات را طی می کند اما هنوز به مرحله اثبات نرسیده است، مانند «دکترین تکامل»[۲۰]که در این حالت «دکترین» به معنای آموزه نیست و منظور از آن تئوری است.

در ادیان و مذاهب، از واژه دکترین آموزه­های مذهبی و کلامی اراده می­گردد که بنیادین و اصیل، امری بدیهی و فوق چون و چرا، دارای مبنای استوار در متون دینی، مورد اعتقاد مومنان و دارای جنبه عملی و راهبردی باشد، مانند «دکترین بودا» «دکترین مایا» یا «دکترین مهدویت». در آیین مسیحیان اصطلاح «دکترین» یا «دگما» به معنای آموزه­هایی است که برای پیروانش رستگاری را به ارمغان می­آورد[۲۱] و در دائره المعارف کاتولیک آمده است که این اصطلاح برای «تعالیم مذهبی شفاهی[۲۲]» یا «تبشیرهای انجیل[۲۳]» بکار می­رود.[۲۴] در آیین یهودیان نیز به معنای «آموزه یا تعلیم» است که بیشتر برای تعالیم تورات بکار برده می­شود. در اسلام منظور از آن آموزه یا آموزه­هایی اعتقادی و کلامی است که هم اصیل و بنیادین است و هم جنبه راهبردی دارد.[۲۵] گاه بر حسب استعمال و به مقتضای اضافه شدن «دکترین» به آموزه ای دینی همچون «مهدویت» از آن معانی­ای همچون فلسفه[۲۶]، مکتب فکری[۲۷] و نوعی گرایش[۲۸] می توان استنباط نمود. مانند «دکترین مهدویت» که به معنای «فلسفه مهدویت»، «مکتب فکری مهدویت» و «مهدویت گرایی» است.

 

چند نمونه از دکترین حکومت اسلامی از فرموده‌های حضرت علی (ع) در سخنرانی استاد رحیم‌پور ازغدی

چند نمونه از دکترین حکومت اسلامی از فرموده‌های حضرت علی (ع)را نقل می‌کنم تا هم تکلیف، تکلیف رو شن شود و هم تکلیف حق و مردم‌سالاری دینی به معنی دقیق کلمه تبیین شود و روشن شود که آیا حق‌الناس از حق‌الله و قابل تشخیص است یا نیست و چه کسانی وچرا حق‌الناس را در برابرحق‌الله قرار می دهند و از تقابل حق‌الله و حق‌الناس انتخاب مردم و خدا، دین ودولت در لفافه‌های مذهبی سخن می‌گویند و آیا نهاد دین از نهاد دولت در تعابیر حضرت امیر جداست؟ ولی درتعابیر ایشان خدا و مردم در هم تنیده‌شدن مردم در عرض خدا نیستند و آیا متون اسلامی سر تا سر مجمعل و مبهم غیر قابل دسترسی قابل صدها قرائت و بی‌اثر و بدون تعین یا خیلی واضح و بروشنی برای حاکمیت تعیین تکلیف کرده و خط مشی داده، ببینیم که آیا قانون شرعی و قانون مدنی چه نسبتی با هم دارند و انتساب خدا وانتخاب مردم در حکومت حضرت علی (ع)چه نوع تاملی با هم داشتند. امر قدسی و امر عرفی چطور به هم مربوط می شوند.

حضرت در نهج البلاغه نقل می کنند که خداوند حقوق مردم را از حقوق خودش منشعب کرد. توجه داشته باشید که اینها جزء نکات اساسی اختلاف ماست با جریان سکولار در دنیا و در ایران و آنها حقوق بشر را در عرض و یا حتی در مقابل حق‌الله قرار می‌دهند. حضرت امیر حقوق بشر و حقوق مردم را ناشی از حق‌الله می‌داند ولی تفکر سکولار می‌گوید که حق‌الله در برابر حق‌الناس ،بعضی از متدینین هم متاسفانه معنی همین کلمه را قبول کرده‌اند و تکرار می‌کنند منتها از نقطه عکسش ،یعنی حق‌الناس را محترم نمی‌شمارند. حقوق مردم را فکر می‌کنند یک مسئله غیر محترمی است. حضرت می‌فرمایند که اصلاً در پرتو اخلاق و ایمان و توحید است که خداوند ریشه حقوق مردم را محکم و استوار کرد. در منطق دین کرامت انسان یک امر کمی نیست، بلکه یک نفر مساویست با کل بشریت …

 

 پی نوشت:

[۱]سیدحسام سیدحسینی قهه پژوهشگر و نویسنده نظام هدفمند

[۲] . W. Richard Comstock, The Encyclopedia of Religion,edited by Mircea Eliade, macmillan publishing company, New York, 1987, vol 4, pp. 384 – ۳۸۵٫

[۳] . Affirmation of a thruth.

[۴] . Teaching.

 [۵]. آراسته‌خو،  محمد؛ نقد و نگرش بر فرهنگ اصطلاحات علمی-اجتماعى، تهران، گستره، ۱۳۷۰، ص۵۵۲٫

[۶]. تولستوی، لئون؛ هنر چیست؟، کاوه دهقان، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۲، ص۴۷٫

[۷]. طلوعی، محمود؛ فرهنگ جامع سیاسی، تهران، علم و سخن، ۱۳۷۲، ص۴۵۸٫

[۸]. لالاند، آندره؛ فرهنگ علمی و انتقادی فلسفه، علی‌رضا وثیق، تهران، فردوسی ایران، ۱۳۷۷، ص۳۰۱٫

[۹]. صلیبا، جمیل؛ واژه‌نامه فلسفه و علوم اجتماعی، کاظم برگ نیسی و صادق سجادی، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۷۰، ص۱۰٫

[۱۰]. طلوعی، محمود؛ پیشین، ص۴۵۸٫

[۱۱]. صلیبا، جمیل؛ پیشین، ص۱۰٫

[۱۲]. شایان‌مهر، علیرضا؛ دایرهالمعارف تطبیقی علوم اجتماعی، کیهان، تهران، ۱۳۷۷، ج۳، ص۴۷۵٫

[۱۳]. همان، ص۴۷۷٫

[۱۴]. همان، ص۴۷۵٫

[۱۵]. وینر، فیلیپ؛ فرهنگ اندیشه‌های سیاسی، خشایار دیهیمی، تهران، نی، ۱۳۸۵، ص۱۷۱٫

[۱۶]. شعاری‌نژاد، علی‌اکبر، فرهنگ علوم رفتاری، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۵، ص۱۲۴٫

[۱۷]. توسلی، غلام‌عباس؛ نظریه‌های جامعه‌شناسی، سمت، تهران، ۱۳۶۹، ص۲۵٫

[۱۸] . The doctrine of the equality of man.

[۱۹] . ن. ک به: مهدی نوروزی خیابانی، فرهنگ و اصطلاحات سیاسی، چاپ ششم، نشر نی، تهران، ۱۳۷۶، ص ۸۵ (ذیل واژه دکترین ) / و احمد عطیه الله، القاموس السیاسی، الطبعه الثالثه، دار النهضه العربیه، قاهره، ۱۹۶۸، ص ۲۸۷، ( تحت عنوان ترومن).

[۲۰] . The doctrine of evolution.

[۲۱] . The Encyclopedia of Religion, vol 4, p.385 .

[۲۲] . CATHECHESIS.

[۲۳] KERYGMA.

.[۲۴] M. E. William, New catholic Encyclopedia, second edition, Thomson Gale, washington, D.C, 2003, vol 4, p. 802.

.[۲۵] W. Richard Comstock, op. cit, p. 385.

.[۲۶] Philosophy.

.[۲۷] School of thought.

.[۲۸] ism.

 

منابع:

– نظام هدفمند

– پایگاه اطلاع رسانی مهدویت

– سایت پژوهشکده باقر العلوم

– رادیو اینترنتی ایران صدا

 تهیه و تنظیم : سیدحسام سیدحسینی قهه

جهت کسب اطلاعات بیشتر روی متن کلیک کنید.

برای دانلود کتاب نظام هدفمند و مقدمه ای در بعدزمان و مکان بر کتاب نظام هدفمند برwww.nezamehadafmand.ir کلیک کنید.

@nezamehadafmand_ir

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاه (ضروری)

شما مجاز هستید تا از تگ های HTML زیر در دیدگاهتان استفاده کنید:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

نام (ضروری)
ایمیل (ضروری)